تبليغاتX
نردبان

نردبان

 

 

من بی تقصیرم مرا دارند کشان کشان به ملکوت می برند.

من هیچ زحمتی برای سرودن نمی کشم.

تمام عرق ریزی من ازشیشه ی شرم است.

شعر تمام سیم های مرا قاطی کرده است.

انگار از آن سال که مالاریای غزل آمده بود تنها من مفلوج محبت ماندم!!!

(احمد عزیزی)


 

 زندگی توی کــــــــلاه

 

بــــــــــــــــــــــــرای دنیا همین یک عیب بس- همیکنه بی وفاست

                                                           امام علی علیه السلام

 

 من  اساسا حال آدماهای فضول را در طرفه العینی میگیرم و وقتم راصرف  کل کل کردن با این قماش نمیکنم!

البته گاهی هم روی خبیثم را کنار میگذارم برای نجات دادن بعضی  از افراد که کنجکاوی خونشان بالااست یک برگ رو میکنم!حالا هم کنجکاوی خون بعضیها بد رفته بالا و دلم برایشان می سوزد.

             موهای سفیدم میگفت چقدر جوا ن بودی که  پیر شدی

 

من: مریم سعیدی متولد 63

قد: صدو خرده ای مترمربع

متولد :طهران و ساکن طهران

دانشجوی حسابداری دانشگاه معظم پیام نور

 

آدم تندی هستم تند راه میروم تند کتاب میخوانم تند تند تصمیم را عوض میکنم به تندی تغییر رفتار میدهم و در تند ترین سرعت امکان حرفمم را عوض میکنم عادت ندارم  در بلند مدت یک جا بمانم و همیشه عجله برای رفتن دارم به هر جا که باشد.اما یک مشکل بزرگ دارم و انهم در دراز مدت حل می شود که اصلا نمی توانم تند تند حرف بزنم درکنار همه این خصوصات عقایدم را به هیچ وجه عوض نمی کنم  همیشه از تملق بیزار بوده ام لبته گاهی اوقات در کارم مبالغه میکنم اما از الهی قربانت بشوم بیزارم به نظر من همه در هرجهتی میخواهند باشند خب این اصلا به من مربوط نمی شود گفتم از فضولی حالم بهم میخورد.

این روزها اصلا  حوصله موجودات دوپا را ندارم چه آدم چه مرغ مهم دو پا بودنشان است. باعرض شرمندگی من در انتخاب اسم مریم و تعلق گرفتن به قبیله ی سعیدی ها هیچ دخالتی نداشتم و اما شرافتمندانه پای اسمم ایستاده ام از دیگر مریم های این روزگار گند و دیگر سعیدی های مقیم مرکزکه شاعر هستن و عوضی شده اندو یامن را به جایشان عوض کردند معذرت میخواهم با احترام !

 

و من فقط با تو باریدم زیر  بغض صدای باران 

گاهی در تمام روز سه یا  چهار جمله بیشتر با اطرافیان حرف نمیزنم و اغلب اوقات حرفی برای زدن دارم اما نمیزنم چون به حال این جماعت فرقی

نمی کند.

                  بازم بی تو بی تو رسیدم چه زود به نقطه ی پایان

از بالا و پایین پریدن برای هیچ متنفرم و بزرگترین سرگرمی من کتاب خواندن در زمانیست که همه خوابند همه !                            

    عجیبا این روزها احساس دلتنگی میکنم. برای من یا چیزی وجود ندارد یا اگر دارد باید در بهترین نوعش باشد. من اسطوره ای در زندگی داشتم  در بهترین نوعش ـ اما حالا نیست. نیست که با دیدنش احساس غرور کنم از داشتنش!

چشمهای خسته ی من همیشه از بی تو بودن ترسیده...

این روزها  کسی  عجیب دلش برای تولک زده

 

   یک پوچ گرایی احمقانه دارد تمام گوشت و تن جامعه را می جود و من از این دندانها میترسم و گاهی شبها خواب میبینم که تمام لامپ ها شبیه سیب شده اند که کرم آن را سوراخ کرده.حالم از این اوضاع مسخره گرفته و در حال حاضر توپ پری دار م که از آن بمب اتم به سمت همه و هیچ کس پرتاب میشود و در اولین روزِ دل کندنم از خیلی و خیلی چیزها از این خاک خودم را دور میکنم به سمت نا کجا آباد جایی که هیچ باشد هیچ !

 وچون این این مرد حرف نمیزند دلم گرفته خیلی وقتها بودن و نبودن خیلی ها فرقی نمی کند اما گاهی اوقات فقط کافیست یکنفر سکوت کند

انگار تمام عقربه ها مرده اند...

هزارو یک غم است شب بی پایان روزها 

و سکوتت که آسمان را  وا ژگون کرده

خبر مهمی در زندگی ام نیست و اغلب روزها مثل تراکتور کار میکنم و تمام شب به  بدست نیاورده هایم فکر میکنم و از این فکرها بشدت غمگین میشوم!

 

         هر روز بیشتر به نداشته هایم فکر میکنم

                             تمام روز با توام

                   تو بزرگترین نداشته عمرم شدی

 

پشت این پنجره هیچ خبری  نیست هرچه هست مالیخولیایی است که همان بعضیها بشدت از آن لذت میبرند!

 در نهایت : نه باکسی دوست بوده ام نه دوستی دارم و در  تنهایی هایم فقط خدا  جاداردحالا اگر حرفی مانده دوست دارید مثل همان خیلی ها کامنت بگذارید فرار کنید  کی به کیه هان؟؟؟

این روزها این قضیه مد شده!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ؟؟؟؟؟؟

 

ایمان حرف مسخره ایست!

 زیر بزرگی این کلاه  خرگوش ها زندگی را بیشتر دوست دارند!!!

 ایمان داشتن به این  تفکر کاملا عمیق

      غرق در حقیقتی موهوم

    تن دادن به این جهل مدرن!

    پوچ بودن هرچه که هست

   وخالی نبودن کلاه های بی سر

 فلسفه های بی دلیل

    مرغ بودن اول یک تخم

 تخم بودن یک جهان                        

 زل زدن به لرزش  مورب ترین خط ها 

   لولیدن هزار پا روی یک تخت خواب

          لذت بردن ازمتفکر گندیدن

        آیه های یاس می بارد به روحمان  که وسعتی نداشت هرگز

 

 *****************

 به لولوی زندگی ام

همیشه میترسد از صندلی های خالی کنار تو

 از فاصله ای که قرار است بین  خالی  انگشتانت را پر کند

 از برعکس این رویاها

 از صدای آهسته ی صحبت تو با کسی از پشت خط های بیقرای

 از ورود خروج یک زن در انتهای سالن  کنار درب یک آسانسور

به وسط قلبت

 از دوربین عکاسی از سفرهای بی خبر از ساعت های بی دلیل

 از بوی عطر زیاد مردانه ات

 از قرار رفتنت

 من از کسی میترسم که نیست!

 

******************

 به دلیل انتظار ها 

اینقدر نیامدی که زودتر از پایان گرفتن دردت

                        

به مرگ رسیده ام.

 

قول و قراری در کار نیست من مثل همیشه هایم  شده ام

 

حتی خیلی بیشتر از همه من جمعه را فراموش میکنم

 

قرار است که ان مع العصر یسرا شوم

 

بعد هر سختی  آسایش است ؟

 

مثل همه ی آروزهای نرسیده ام حسرت ندیدنت به پایان می بردم!

 

فدای چشمی که تورا در خواب ببیند...

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه سی ام شهریور 1388 22:52 توسط مریم سعیدی |


DESIGN BY : HASSANK VAZIR X


صفحه نخست
پست الکترونیک


پیوندهای روزانه

آپلود آهنگ
آدم برفی ها
ویکی پدیا, دانشنامه آزاد
عروض
گروه آموزشی حسابداری
ماندگار
آرشیو پیوندهای روزانه


نوشته های پیشین 

شهریور 1388

اسفند 1387

خرداد 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386



پیوندها


از رون مرغ تا جوجه سوخاری
آچار فرانسه . بلاگفا

حسنـــــــک وزیـــــــــــــــــــــــر
از فرودیـنه تا جـور
غزل پست مدرن
معـــــــــــــــــراج
قــــــــــره نـــــی
شعر،ادبیات و تاریخ ،شعرای نامدار ایران
غزل پیشرو---- علیرضا عاشوری
بــــــــــــــاغ طلا
کاکتوس های کال
پــــــــــــــاره خـــــــــــــــط
فروتـــــــــر تر ازخـــاک
آژانس شیشه ای
عــــــین مثل اشـــــــــک
روز مــــــــــــــــــــــوقت2
ظــــهور نزدیک است
ریــــــــــل شیــــــشه ای
بهــــــــــــــشت نظــــــــم
هـــــــــــزار دســـــــــــتان
دیوار نوشتـــــــــــه هایم
فـــــــــــریاد سکــــــــوت
که چـــــــــــــــــــــــی؟
کابــــوس تبعید /رویای بازگشت
آخرِِِِِِِِِِیــــــــــــــن پنجـــــــره
هــــــــــم زبــــــــــــــون
شعرای دانشگاه پیام نور (مركز ورامین)


Hassank-Vazir:طراح قالب

دنیا وایسا

POWERED BY: BLOGFA.COM

RSS