|
من بی تقصیرم مرا دارند کشان کشان به ملکوت می برند.
|
|
|
معمولا سر سفره ی 7 س دعا می کنیم برای تغییر حال تا آخر سال دعا درحق.... الهی به حق این لحظه های هرگز و هنوز نیامده ما را به راه راست هدایت فرما....هرچند بدلیل کثرت جوانان مملکت اینبارباید راه راست به سمت ما هدایت بفرمایید خدا را شاکرم : که با آزاد شدن بنزین و افزایش نرخ آن و و تورم صدر در صد اقتصادی سطح طبقاتی بین قشر کم در آمد و پر در آمد کم می شود و یک تعادل نسبی در جامعه حکم فرما خواهد شد و هرگز فشاری بر دوش قشر آسیب پذیر نخواهد بود و حتماشاهد سالی پر بار از نظر بیکاری و افزایش فقر ودر نتیجه *[ قیـ ـ ــ ـ ــ ـ ـ ژژژ]خواهیم بود! پروردگار همه دلها شاد و خندان است در این لحظه ها دل های غمگین را (خودم) بیخیال شدی برو سراغ بنده های مخلص و صالح ... که در مملکت ما همیشه رای با اکثریت و همه دلها بجز دل ما شاد ! یه ضرب المثل فرانسوی می گه: و در نهایت امیدوارم که این دوره مجلـ س[قـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ــ یژ] بکنند و چرخ [قــ ـ ــ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ــ ـ ـ ـ یـژ ] سخت[قــ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ یژ] ....... زندگی مردم[قیژژژژژژژ] را است که ما [قــ ــــ ـ ـ ـ ـ ـ ــ یژ]آرزومندم! سر سفره و لحضه های خوب این حقیر را دعا کنید که کار من از دعا و شفا گذشته و منتظر شفاعتم! + نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386 19:11 توسط مریم سعیدی |
قربون خدا برم من یکی که ایندفعه نه با قاقا خر میشم نه با... «خوشبختی یعنی وقتی کلاغ روی سرت خرابکاری کرد خوشحال باشی که گاو پرواز نمی کنه» اون موقع که شانس تقسیم می کردن من تو صف مستراح بودم شانس بهم نرسید!!! وقتی هم خواستن کره خر بهم بدن(خر من از کرگی دم نداشت) : گفتن به خراین یکی به جای دم کمربند ایمنی نصب کنید که هی از روش با مخ نیاد روی زمین! حالا من هی بالا پایین بپر که من کره خر بی دم ُ می خوام چه کار ؟؟؟ اصلا کره خر من از بچگی پدر سگ بود! این نیز بگذرد... این آدمها معلوم نیست که از جون هم چی می خوان اما من می دونم چی میخوام: ارث پدر عزیزم «حضرت آدم» ! من همش چند ساله / ۲۴/ دارم تو این دنیا زندگی می کنم قبل از من معلوم نیست چه خبر بوده؟؟؟ شاید از بابام چیزی باقی مونده باشه که این آدما بالا کشیده باشنش!؟؟؟ کار این موجود دوپا خیلی جالبه اول میزنن درب داغونت می کنن بعد: دایه دلسوزتر از مادر می شن.... به این آدما باید بگی: چرا توالت بفرمایید رو سرما!!! » دیگه این آدمای حزب باد دارن حالمو بهم می زنن« لعنت خدا به این سه شنبه ها :سه شنبه گذشته روزایی از سمت این آدما برام رقم خورد که احساس کردم خوشبختی من به حد اعلا رسیده: اتفاقی که مثل چرخ قطار پنچرم کرد و کرده. دوستی خاله خرسه هه هه هه:دیروز خیلی گرفته و درهم برهم بودم یکی از دوستان با دلسوزی تمام دست خودش را مشت کرد و کروپ گذاشت وسط دوتا کتفم - و با صدای کش دارگفت:بــــــــــــ ـــــ ــــــــ ــــــــ ــــــی خیال اینقدر بهش فکر نکن! اون لحظه داشتم بی خیال زندگی می شدم تا..... - تقریبا نفسم بند اومده بود سیاه شده بودم- اینم از لطف دوستان! اما بازم شکر که *«خداوند لک لک ها را دوست دارد» اما اینجا دست توسل می زنم به دامان وبلاگ نویسان محترم: دوست گرامی - ارجمند-ارزشمند بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــزرگوار اصلا رحمت بر آن شیری که تورا خورد : جون عزیزت اگه از شاعری شعری تو وبلاگت می ذاری یا بین مصراع ها و بیتهای شعر خودت میاریش حداقل حفظ امانت کن و اسم شاعر بینوای اون شعر که مثل بچه یتیم شده ذکر کن ... بیچاره شاعرش با این شعرا زندگی کرده و کلی روی شعراش کار کرده خیلی بی انصافیـــــــــــه . با تمام *شکسته بندی باید عرض کنم من هیچ مطالعه ای در زمینه ی هیچ جای ساختار شعر ندارم شدیدا شرمنده ام.... * اولی صرفا شعر و دومی برام دوست داشتی که دلتنگترم می کنه. (۱) اسم کارتن ویا انیمیشنی که ساخت کشور خودمان بود. (۲)شکسته نفسی. -- --- -- -- -- - -- - -- - -- -- ----- -- -- -- -- - -- -- -- -- - - -- -- - -- - درازکش, کنج سالن,روی مبل راحتی فکرت می زند به سرم…ترسوی ِ خجالتی خسته ام از واق واق ِ این دنیای سگی ازتو, که مثل خودم سطری از حماقتی □ خسته از تو, که زیر زندگی زاییدی وهمیشه قهردنیا را ازچشم من می دیدی هنوز اختلاف حساب دارم با تو چه احمقانه به صداقتم , می خندیدی □ دوباره پشت شلوغی ِ شهر گمم کردی دوباره انگشتنمای مردمم کردی برو, بگذار در غربت لحظه ام بمیرم دوباره بازنده ی بازی ِ چندمم کردی؟
------------------- من ,جمعه ,خیابان کارگر روی خط زرد – وسط خیابان راه می رفتیم شانه به شانه ی هم من و موش ها! من گریه کردم موش ها هم گریه کردم اتوبوس هاهم و تمام خیابان کارگر- جای اشک هایم روی تنت درد می کند؟؟؟ ما گریه کردیم : من و موش های خاکستری تهرانی اتوبوس های تهرانی چندسال جنگیدیم: از شکم مادر تا همین روز تولد تکراری مکرر! گریه نکن روی شانه ات منم بی تو تنهام عمو زنجیر باف این بار تو را برایم از پشت کوه سوغات می آورد….
+ نوشته شده در پنجشنبه نهم اسفند 1386 17:55 توسط مریم سعیدی |
|